آمد چو ماه بهمن شادی کنید یاران گویی فرارسیده است ایّام نو بهاران
در چلّه ی زمستان در اوج برف و بوران امّا شکفته لاله در دشت خون هزاران
مرغان اَلعطش گوی در حبس جان شپردند روز حسینیان بود خون بود چشمه ساران
بگسست قید طاغوت از دست و پای ملّت ملّت چو تشنه دشتی در انتظار باران
ابلیس با هزاران ذلّ از وطن به در شد شمس از فلق در آمد در آسمان ایران
حال آن عزیز جان ها در اوج آسمان هاست گشته ست جاودانه در آستان جانان
حال ای امام راحل خیز و دوباره بنگر پرشاخ و برگ بینی آن بذر و آن نهالان
آیا بود دوباره روی تو را ببینیم؟ در سینه ها فشردند دلهای بیقراران
شاکر بیا دوباره یک عهد تازه بندیم راهت ادامه دارد ای باغبان ایران
«لایموت»
.: Weblog Themes By Pichak :.