دانش آموزان عزیز کلاس های نهم!از هر کدام از درس های زیر به عنوان فعالیّت ،پانزده لغت مهم املایی درآورده و در یک برگ A4 نوشته ،در
امتحان املا به بنده تحویل فرمایید.
درس های 2،3،4،6،7،8،9،11،12،14،17
چشمه های خروشان ترا می شناسند
موجهای پریشان ترا می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی جوابی
ریگ های بیابان ترا می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران ترا می شناسند
هم تو گلهای این باغ را می شناسی
هم تمام شهیدان ترا می شناسند
از نشابور با موجی از لا گذشتی
ای که امواج طوفان ترا می شناسند
بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن ترا می شناسند
گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان ترا می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان ترا می شناسند
کاش من هم عبور ترا دیده بودم
کوچه های خراسان ترا می شناسند
قیصر امین پور
آثار محمد گودرزی دهریزی شاعر شعر« قصه ی تکرار آرش»
|
|
|
|
|
|
طنز صف نانوایی(روزنامه جام جم)
جدال در صف نانوایی دیروز صبح، با اطلاع از این که اخبار سراسری از افزایش ۳۰ درصدی قیمت نان از روز سه شنبه خبر داده بود، با تصور این که صف مشتریان نانوایی سنگکی سرکوچه مان
حتما و حکما حداقل تا ۳۰ درصد دچار ریزش و افت تیراژ نان خواهد شد؛ برای تهیه نان تازه و داغ در محیطی خلوت که جناب شاطر در آنجا از بیکاری مگس کیش می کند، خودم را به نانوایی مزبور
رساندم. اما اگر شما در صف مراجعان به اصغر آقای آمپول زن سرکوچه ما ریزشی دیدید، در صف نانوایی هم دیدید. طبق معمول، کهکشان راه شیری، در مقابل نانوایی شکل گرفته بود. شاطر در
حالی که روزنامه ای در دستان خمیری خود داشت، برای مشتریان همیشه در صحنه و حاضر در صف سخنرانی می کرد: «آقایان و خانم های محترم؛ سرانجام پس از مدت ها سکوت، دولت دیروز
از افزایش ۳۰ درصدی قیمت نان در کشور و آغاز آزادسازی قیمت این محصول خبر داد. این هم اسنادش!» و تیتر درشت روزنامه را نشان ملت داد: «نان گران شد.» شاطر که این اطلاع رسانی و
شفاف سازی در صحنه را در واکنش به برخی اعتراضات مشتری های غافل و بی خبر از افزایش نرخ نان، انجام داده بود؛ پس از آن که از ناحیه ملت خیالش راحت شد که اعتراضی نیست و اگر
هست، در همهمه و گرگرفتگی آتش تنور گم می شود، به خلیفه چشمک زد که پخت نان را ادامه دهد. بالای سرش نوشته بود: «هر آن کس که دندان دهد، نان دهد.» بی هیچ صدایی داخل صف
ایستادم و به بسته های پیشنهادی ای فکر کردم که شاید بتوانم درخصوص گرانی تازه نان در روزنامه ارائه دهم. بلکه این طوری، صف زودتر به انتها برسد و من به نان خود برسم. اهل خانه
منتظرند. آنها یک عمر شنیده اند و خوانده اند که: «بابا نان داد»؛ اما معلم برای آنها توضیح نداده که قیمت نان را چه کسی افزایش داد؟ بسته پیشنهادی: هرچند که سخنگوی دولت اعلام کرده که
این افزایش نرخ بنا به درخواست اتحادیه نانوایان و برای جبران قیمت سوخت و دستمزد کارگران، صورت گرفته است، اما لازم است که علاوه بر اتحادیه نانوایان، روی سخنان گهربار ما با خود
دولت هم باشد: ۱ـ اجرای طرح همزمان: همچنان که طرح افزایش قیمت نان بسرعت اجرایی شد، به موازات آن طرح نظارت بر کیفیت نان نیز به منظور افزایش ابعاد کیفی آن به مرحله اجرای
جدی درآید. بازرس های عزیز با شوخ طبعی با نانوایان محترم برخورد نکنند. خودشان دوسه تا نان برشته و بزرگ گرفتند، خیال نکنند همه مردم همین طوری نان می گیرند. ۲ـ طرح های داخل
کشو: هنوز که قیمت سوخت و حامل های انرژی بنا به درخواست وزیران نفت و نیرو (چنان که چندی پیش در خبرها آمد)، افزایش مجدد پیدا نکرده، قیمت نان خودش بنا به درخواست اتحادیه
نانوایان افزایش پیدا کرد. فلذا تا اطلاع ثانوی، طرح افزایش سوخت و ایضاً آب و برق و گاز را در کشو وزارتخانه تابعه خود نگهداری کنند که هم فعلا اجرایی نشود و هم دزد آن را نبرد. در کتاب
فارسی سال اول ابتدایی و در درس معروف به «بابا آب داد… بابا نان داد»؛ حتما در پاورقی توضیح داده شود که این موضوع، به صورت مطلق نمی باشد، بلکه حالت نسبی دارد. نسبت به
قیمتی که دولت روی نان می گذارد، بابا می تواند نان به خانه بیاورد. گاهی می بینی خدای نکرده، بابا نان نداد!
طنز گوشی موبایل(روزنامه کیهان)
می گویند؛ آقا روباهه زیر درخت داشت با موبایلش شماره می گرفت. زاغی از بالای درخت گفت؛ اونجا آنتن نمیده! موبایلت رو بنداز بالا برات شماره بگیرم! و آقا روباهه موبایلش رو انداخت بالا
و گفت؛ شماره بگیر بده. زاغی گفت؛ کور خوندی! این موبایل به جای اون تکه پنیری که چند سال پیش ازم دزدیده بودی!
مايه اصــــل و نسب در گردش دوران زر است
هر كسي صاحب زر است او از همه بالاتر است
دود اگر بالا نشيند كســـر شــأن شــعـله نيست
جاي چشم ابرو نگيرد چونكه او بالا تراست
ناكسي گر از كسي بالا نشيند عيب نيست
روي دريا، خس نشيند قعر دريا گوهر است
شصت و شاهد هر دو دعوي بزرگي ميكنند
پس چرا انگشت كوچك لايق انگشــــتر است
آهن و فولاد از يك كوه مي آيند برون
آن يكي شمشير گردد ديگري نعل خر است
كــــره ی اسـب ، از نجابت از پـس مــــادر رود
كــــره ی خــر ، از خــريت پيش پيش مــــادر است
كاكـل از بالا بلندي رتبــه اي پيدا نكرد
زلف ، از افتادگي قابل به مشك و عنبر است
پادشه مفلس كه شد چون مرغ بي بال و پر است
دائماً خون ميخورد تيغي كه صاحب جوهر است
صائبا !عيب خودت گو عيب مردم را مگو
هر كه عيب خود بگويد، از همه بالا تر است
کتاب های طنز
1-املت دسته دار:ناصر فيض شاعر و طنزپرداز است که چهار کتاب از او چاپ و سه کتاب برگزيده اشعار شعر معاصر ترکيه، شعر معاصر آذربايجان و شعر معاصر ايران (ترجمه به ترکي استانبولي) را در دست چاپ دارد. املت دستهدار مجموعه شعر طنزي از اوست.
2-نزديک به ته خيار:ناصر فيض هدف اصلياش از انتشارات اين مجموعه را ايجاد لبخند و در نتيجه نشاط در مخاطب ميداند يعني پس زدن خودکار و دغدغهها و درگيريهاي ذهني کدورت زا و غم آفرين با ايجاد نوعي آرامش در کنار شور و شعف به دست آمده از موضوع طنز که ته ماجرا ميرسد به اصلاح و اصلاح گري.
3- کتاب طنز1:سيد عبدالجواد موسوي،مجموعه آثاري طنز که به اهتمام موسوي در 184 صفحه از سوي حوزه هنري به چاپ رسيده است. کژتابيهاي ذهن و زبان از بهاءالدين خرمشاهي تا ملي در ماهيت طنز از ميرشکاک، سخره گيري پرخاشجوي از جواد موسوي، هيچ وقت رنگي نشدهام در گفتگو با منوچهر احترامي و . . . از مقالات کتاب حاضر است.
4- کتاب طنز2و3و4و5و6:سيد عبدالجواد موسوي
5-شاهنشاه در کوچه دلگشا:سال 1352 حزب رستاخيز تشکيل شده و ديکتاتوري اوج گرفته است. شاهنشاه براي جمع آوري اطلاعات و شناسايي دشمن با لباس مبدل به کرمان ميرود. شاهنشاه در ميان مردم است بدون اينکه مردم خبر داشته باشند به اين ترتيب طنز موقعيت ايجاد ميشود.
6-زخم و نمک:سيد عبدالجواد موسوي
7- مگيل:محسن مطلق/مگيل نام قاطري است که به همراه چند استر تسليحات و تدارکات لازم را نيروهاي مستقر در خط مقدم ميرسانند. اين قاطر از کمين نيروهاي دشمن جان سالم به در ميبرد ماموريت بعدي او رساندن يک رزمنده مجروح به عقب است اين رزمنده نه ميبيند و نه ميشنود. در اصل گوش و چشم خود را در جنگ از دست داده و مجبور است که به مگيل اعتماد کند و دنبال او راه بيفتد.
8-نقطه ته خط
مهرداد صدقي
اين اثر گزيده طنزهايي است که در نشريههاي گل آقا هفته نامه سلامت و سپيد منتشر شده است. نويسنده سعي کرده است مطالبي را در اين کتاب بگنجاند که با مرور زمان هيچ گاه غبار کهنگي بر آن ننشسته و تازگي خود را همواره براي مخاطب هر دوران داشته باشد.
9-نمايش روحوضي
محمدباقر انصاري
در واقع لزوم ثبت، حفظ و احياي نمايش روحوضي با توجه به نياز بشر امروز به خنده دليل اصلي توليد انتشار اين کتاب دانسته شده است. در اين کتاب ميتوانيد مباحثي همچون «بازشناسي و ماهيت خنده»، «کمدي چيست» و «ماهيت و ساختار نمايشهاي شادي آور ايراني» مطالعه کنيد.
10-لبخند غيرمجاز
اسماعيل اميني
11-داستانهاي کوتاه طنز
عليرضا لبش/محمدعلي علومي
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی
«مهدی جهاندار»
فعل وصفی
وقتی چند جمله پشت سر هم می آیند فعل جمله یا جمله های غیر پایانی را را با ساخت صفت مفعولی (بن ماضی+ه)به کار می بریم ، به این نوع فعل ها فعل های وصفی می گویند. در این صورت فعل دیگری در آخر عبارت می آورند . فعل وصفی از جهت شخص ، زمان و وجه ، تابع فعل آخری است.. در مثال زیر :علی کتاب را برده به کتابخانه تحویل داد. در این جمله فعل(تحویل داد)ماضی ساده است بنابرین فعل وصفی(برده)نیز ماضی ساده محسوب می شود و نهاد هر دو«علی» است.
نکته1:بعد از فعل وصفی باید حرف ربط بیاید(و،امّا،ولی)در غیر این صورت دیگر فعل وصفی نخواهد بود.
مثال:علی توپ را برداشته،فرار کرد.(برداشته قید می باشد)
نکته2: نهاد فعل وصفی باید با دیگر فعل ها مشترک باشد.مثال:من به خانه رفته و حسن به مدرسه رفت.(این جمله غلط است چون نهاد جمله وصفی «من»و نهاد جمله آخر«حسن»است.)
نکته3: در زبان فارسی محاوره(گفتاری) اصلاً کاربرد ندارد.
نکته4: در زبان فارسی معیار فعل وصفی زیاد کاربرد ندارد.
نکته5:فعل وصفی را نباید با فعل های محذوف اشتباه گرفت.
آنا
اول کی وجودی هر زمان خزانلاری ادر باهار اونون نحیف قامتی شمع تکین ایشیق سانار
شمعِ وجودی قورتولوب اوز باهاری خزان اولوب جهانیمیز قاراندریق باغ وجودیمیز سولوب
ایللر اولار کی دونیانین بیزلره یوخدی لذّتی چونکی گلستانین باغین بولبولولندی عزّتی
چوخلی زماندیر کی داخی اشیدمیریک ترانه سین ادور کی هر زمان توتور اوره گ اونون بهانه سین
توپراقین آلتیندا قالیب توپراق اولوبدور قفسی هی جان آتیر کی سَسله نه آمّا یِتیرمیر نَفسی
ایستیری سسله نیب دییه:« ای باغیمین ثمرلری کئچیب گئدن گونلریمین نشانه و اثرلری
دوزدوکی من یوخام ولی باهار هله قوتولمویوب گلستانیمدا گوللَریم غنچه لریم پوزولمویوب
دوگون ورون ریشه لری بیربیریزه اولون دایاق خزان یئلی اسسه اگر سینیخمیا بارلی بوداق
ایستییسیز من سوینم ،سویندیرین بیربیریزی اوندا یقین بولون کَدر یخانماز هئچ زمان سیزی
قیش کی گلیب آتین چاپار بیربیریزی اونودماین محبتین ریشه سینی عزیزلریم! قوروتماین
محبتین ایستیسیدیر سوایلییر کَدر بوزون بولون محبت ایلییَر یاخشی گونون عمرون اوزون»
«لایموت»
دانش آموزانی که دارای استعداد شعری هستند جهت آموختن اصول شعر گفتن و آشنایی با قواعد آن به کتاب «روزنه» نوشته «محمد کاظم کاظمی» مراجعه فرمایند.
.: Weblog Themes By Pichak :.