کتاب های طنز
1-املت دسته دار:ناصر فيض شاعر و طنزپرداز است که چهار کتاب از او چاپ و سه کتاب برگزيده اشعار شعر معاصر ترکيه، شعر معاصر آذربايجان و شعر معاصر ايران (ترجمه به ترکي استانبولي) را در دست چاپ دارد. املت دستهدار مجموعه شعر طنزي از اوست.
2-نزديک به ته خيار:ناصر فيض هدف اصلياش از انتشارات اين مجموعه را ايجاد لبخند و در نتيجه نشاط در مخاطب ميداند يعني پس زدن خودکار و دغدغهها و درگيريهاي ذهني کدورت زا و غم آفرين با ايجاد نوعي آرامش در کنار شور و شعف به دست آمده از موضوع طنز که ته ماجرا ميرسد به اصلاح و اصلاح گري.
3- کتاب طنز1:سيد عبدالجواد موسوي،مجموعه آثاري طنز که به اهتمام موسوي در 184 صفحه از سوي حوزه هنري به چاپ رسيده است. کژتابيهاي ذهن و زبان از بهاءالدين خرمشاهي تا ملي در ماهيت طنز از ميرشکاک، سخره گيري پرخاشجوي از جواد موسوي، هيچ وقت رنگي نشدهام در گفتگو با منوچهر احترامي و . . . از مقالات کتاب حاضر است.
4- کتاب طنز2و3و4و5و6:سيد عبدالجواد موسوي
5-شاهنشاه در کوچه دلگشا:سال 1352 حزب رستاخيز تشکيل شده و ديکتاتوري اوج گرفته است. شاهنشاه براي جمع آوري اطلاعات و شناسايي دشمن با لباس مبدل به کرمان ميرود. شاهنشاه در ميان مردم است بدون اينکه مردم خبر داشته باشند به اين ترتيب طنز موقعيت ايجاد ميشود.
6-زخم و نمک:سيد عبدالجواد موسوي
7- مگيل:محسن مطلق/مگيل نام قاطري است که به همراه چند استر تسليحات و تدارکات لازم را نيروهاي مستقر در خط مقدم ميرسانند. اين قاطر از کمين نيروهاي دشمن جان سالم به در ميبرد ماموريت بعدي او رساندن يک رزمنده مجروح به عقب است اين رزمنده نه ميبيند و نه ميشنود. در اصل گوش و چشم خود را در جنگ از دست داده و مجبور است که به مگيل اعتماد کند و دنبال او راه بيفتد.
8-نقطه ته خط
مهرداد صدقي
اين اثر گزيده طنزهايي است که در نشريههاي گل آقا هفته نامه سلامت و سپيد منتشر شده است. نويسنده سعي کرده است مطالبي را در اين کتاب بگنجاند که با مرور زمان هيچ گاه غبار کهنگي بر آن ننشسته و تازگي خود را همواره براي مخاطب هر دوران داشته باشد.
9-نمايش روحوضي
محمدباقر انصاري
در واقع لزوم ثبت، حفظ و احياي نمايش روحوضي با توجه به نياز بشر امروز به خنده دليل اصلي توليد انتشار اين کتاب دانسته شده است. در اين کتاب ميتوانيد مباحثي همچون «بازشناسي و ماهيت خنده»، «کمدي چيست» و «ماهيت و ساختار نمايشهاي شادي آور ايراني» مطالعه کنيد.
10-لبخند غيرمجاز
اسماعيل اميني
11-داستانهاي کوتاه طنز
عليرضا لبش/محمدعلي علومي
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی
«مهدی جهاندار»
فعل وصفی
وقتی چند جمله پشت سر هم می آیند فعل جمله یا جمله های غیر پایانی را را با ساخت صفت مفعولی (بن ماضی+ه)به کار می بریم ، به این نوع فعل ها فعل های وصفی می گویند. در این صورت فعل دیگری در آخر عبارت می آورند . فعل وصفی از جهت شخص ، زمان و وجه ، تابع فعل آخری است.. در مثال زیر :علی کتاب را برده به کتابخانه تحویل داد. در این جمله فعل(تحویل داد)ماضی ساده است بنابرین فعل وصفی(برده)نیز ماضی ساده محسوب می شود و نهاد هر دو«علی» است.
نکته1:بعد از فعل وصفی باید حرف ربط بیاید(و،امّا،ولی)در غیر این صورت دیگر فعل وصفی نخواهد بود.
مثال:علی توپ را برداشته،فرار کرد.(برداشته قید می باشد)
نکته2: نهاد فعل وصفی باید با دیگر فعل ها مشترک باشد.مثال:من به خانه رفته و حسن به مدرسه رفت.(این جمله غلط است چون نهاد جمله وصفی «من»و نهاد جمله آخر«حسن»است.)
نکته3: در زبان فارسی محاوره(گفتاری) اصلاً کاربرد ندارد.
نکته4: در زبان فارسی معیار فعل وصفی زیاد کاربرد ندارد.
نکته5:فعل وصفی را نباید با فعل های محذوف اشتباه گرفت.
آنا
اول کی وجودی هر زمان خزانلاری ادر باهار اونون نحیف قامتی شمع تکین ایشیق سانار
شمعِ وجودی قورتولوب اوز باهاری خزان اولوب جهانیمیز قاراندریق باغ وجودیمیز سولوب
ایللر اولار کی دونیانین بیزلره یوخدی لذّتی چونکی گلستانین باغین بولبولولندی عزّتی
چوخلی زماندیر کی داخی اشیدمیریک ترانه سین ادور کی هر زمان توتور اوره گ اونون بهانه سین
توپراقین آلتیندا قالیب توپراق اولوبدور قفسی هی جان آتیر کی سَسله نه آمّا یِتیرمیر نَفسی
ایستیری سسله نیب دییه:« ای باغیمین ثمرلری کئچیب گئدن گونلریمین نشانه و اثرلری
دوزدوکی من یوخام ولی باهار هله قوتولمویوب گلستانیمدا گوللَریم غنچه لریم پوزولمویوب
دوگون ورون ریشه لری بیربیریزه اولون دایاق خزان یئلی اسسه اگر سینیخمیا بارلی بوداق
ایستییسیز من سوینم ،سویندیرین بیربیریزی اوندا یقین بولون کَدر یخانماز هئچ زمان سیزی
قیش کی گلیب آتین چاپار بیربیریزی اونودماین محبتین ریشه سینی عزیزلریم! قوروتماین
محبتین ایستیسیدیر سوایلییر کَدر بوزون بولون محبت ایلییَر یاخشی گونون عمرون اوزون»
«لایموت»
دانش آموزانی که دارای استعداد شعری هستند جهت آموختن اصول شعر گفتن و آشنایی با قواعد آن به کتاب «روزنه» نوشته «محمد کاظم کاظمی» مراجعه فرمایند.

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
تو را ای کهن پیر جاوید برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران
تو را ای گرامی گهر دوست دارم
تو را ای کهن زاد بوم بزرگان
بزرگ آفرین نامور دوست دارم
هنروار اندیشهات رخشد و من
هم اندیشهات، هم هنر دوست دارم
اگر قول افسانه، یا متن تاریخ
وگر نقد و نقل سیر دوست دارم
اگر خامه تیشهست و خط نقر در سنگ
بر اوراق کوه و کمر دوست دارم
وگر ضبط دفتر ز مشکین مرکب
نئین خامه، یا کلک پر دوست دارم
گمانهای تو چون یقین میستایم
عیانهای تو چون خبر دوست دارم
به جان، پاک پیغمبر باستانت
که پیریست روشننگر دوست دارم
سه نیکش بهین رهنمای جهان است
مفیدی چنین مختصر دوست دارم
ابرمرد ایرانیی راهبر بود
من ایرانی راهبر دوست دارم
نه كشت و نه دستور كشتن به كس داد
ازينروش هم معتبر دوست دارم
من آن راستين پير را گر چه رفته است
از افسانه آن سوي تر دوست دارم
هم آن پور بيداردل بامدادت
نشابوري هورفر دوست دارم
فري مزدك آن هوش جاويد اعصار
كه ش از هر نگاه و نظر دوست دارم
دليرانه جان باخت در جنگ بيداد
من آن شيردل دادگر دوست دارم
جهانگير و داد آفرين فكرتي داشت
فزونترش زين رهگذر دوست دارم
ستايش كنان ماني ارجمندت
چو نقاش و پيغامور دوست دارم
هم آن نقش پرداز ارواح برتر
هم ارژنگ آن نقشگر دوست دارم
همه کشتزارانت، از دیم و فاراب
همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم
کویرت چو دریا و کوهت چو جنگل
همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم
شهیدان جانباز و فرزانه ات را
که بودند فخر بشر دوست دارم
به لطف نسیم سحر روحشان را
چنان چون ز آهن جگر دوست دارم
هم افکار پرشورشان را که اعصار
از آن گشته زیر و زبر دوست دارم
هم آثارشان را، چه پند و چه پیغام
و گر چند سطری خبر دوست دارم
من آن جاودان یاد مردان که بودند
به هر قرن چندین نفر دوست دارم
همه شاعران تو وآثارشان را
به پاکی نسیم سحر دوست دارم
ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت
در آفاق فخر و ظفر دوست دارم
ز خیام، خشم و خروشی که جاوید
کند در دل و جان اثر دوست دارم
ز عطار، آن سوز و سودای پر درد
که انگیزد از جان شرر دوست دارم
وز آن شیفته شمس، شور و شراری
که جان را کند شعلهور دوست دارم
ز سعدی و از حافظ و از نظامی
همه شور و شعر و سمر دوست دارم
خوشا رشت و گرگان و مازندرانت
که شان همچو بحر خزر دوست دارم
خوشا حوزه شرب کارون و اهواز
که شیرین ترینش از شکر دوست دارم
فری آذرآبادگان بزرگت
من آن پیشگام خطر دوست دارم
صفاهان نصف جهان تو را من
فزونتر ز نصف دگر دوست دارم
خوشا خطه نُخبهزای خراسان
ز جان و دل آن پهنهور دوست دارم
زهی شهر شیراز جنت طرازت
من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم
بر و بوم کُرد و بلوچ تو را چون
درخت نجابت ثمر دوست دارم
خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت
کهشان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم
من افغان همریشهمان را که باغیست
به چنگ بتر از تتر دوست دارم
کهن سُغد و خوارزم را با کویرش
کهشان باخت دودهٔ قجر دوست دارم
عراق و خلیج تو را چون ورازورد
که دیوار چین راست در، دوست دارم
هم ارّان و قفقاز دیرینهمان را
چو پوری سرای پدر دوست دارم
چو دیروز افسانه، فردای رویات
به جان این یک و آن دگر دوست دارم
هم افسانهات را، که خوشتر ز طفلان
برویاندم بال و پر، دوست دارم
هم آفاق رویاییات را که جاوید
در آفاق رویا سفر دوست دارم
چو رویا و افسانه، دیروز و فردات
به جای خود این هر دو سر دوست دارم
تو در اوج بودی، به معنا و صورت
من آن اوج قدر و خطر دوست دارم
دگر باره برشو به اوج معانی
کهت این تازه رنگ و صور دوست دارم
نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را
برای تو، ای بوم و بر دوست دارم
جهان تا جهان است، پیروز باشی
برومند و بیدار و بهروز باشی
مهدی اخوان ثالث (م. امید) شاعر نامدار و ایرانگرای معاصر در سال 1307 در مشهد چشم به جهان گشود و در 4 شهریورماه 1369 در تهران درگذشت و در باغ آرامگاه حکیم فردوسی به خاک سپرده شده است.
اشعار ارغنون، انتشارات تهران، (۱۳۳۰)، زمستان، انتشارات زمان، (۱۳۳۵)، آخر شاهنامه، انتشارات زمان، (۱۳۳۸)، از این اوستا، انتشارات مروارید، (۱۳۴۵)، منظومه شکار، انتشارات مروارید، (۱۳۴۵)، پاییز در زندان، انتشارات مروارید، (۱۳۴۸)، عاشقانهها و کبود (۱۳۴۸)، بهترین امید (۱۳۴۸)، برگزیده اشعار (۱۳۴۹)، در حیاط کوچک پاییز در زندان (۱۳۵۵)، دوزخ اما سرد (۱۳۵۷)، زندگی میگوید اما باز باید زیست... (۱۳۵۷)، ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم (۱۳۶۸)، گزینه اشعار (۱۳۶۸).
سایر آثار
آوردهاند که فردوسی (کتاب کودکان، ۱۳۵۴)، درخت پیر و جنگل (۱۳۵۵)، پیر و پسرش (قصهای نه کوتاه برای بچهها)، نقیضه و نقیضه سازان (بحث و تحقیق ادبی)، کتاب مقالات (جلد اول)، بدعتها و بدایع نیما یوشیج (کتابی مفصل در بحث و تحقیق شیوه نو نیمایی در شعر فارسیس ۱۳۵۷)، عطا و لقای نیما یوشیج (۱۳۶۱).
داغ لاله
عمریست در عزای لاله ناله می کنیم
باران ژاله را نثار لاله می کنیم
چون کعبه می شویم ،سوگوار لاله ها
در سوگ لاله دیده همچو دجله می کنیم
گویا صدای کاروان غم رسد به گوش!
زین صوت غم فزا زمانه واله می کنیم
تا می رسد به جان صدای زنگ کاروان
گل های تشنه ،تر ز آب ژاله می کنیم
چون آبروی عهد و نامه ، برده کوفیان
این نامه های خدعه را مچاله می کنیم
در حسرت لبان لاله ،خسته شد فرات
پایان حسرتش به حق حواله می کنیم
بر روی نیزه ها دمیده هاله ای زنور
جان ها روانه رو به سوی هاله می کنیم
دل شرحه شرحه می شود ز داغ اکبرش
جان پر شرر ز لاله های مثله می کنیم
در داغ لاله های قطعه قطعه از جفا
دل را زسوز ناله پر ز شعله می کنیم
همراه اگر شود عزا و ناله با شعور
ابلاغ این پیام و این رساله می کنیم
«لایموت»
.: Weblog Themes By Pichak :.