
انواع تضاد بین کلمات
1-تضاد مدرّج:در این نوع تضاد صفت ها قابل درجه بندی هستند.مثال:سرد و گرم،بزرگ و کوچک،پیر و جوان و...
2-تضاد معنایی( مکمل یا دو عضوی):در این نوع تضاد نفی یکی موجب اثبات دیگری است.مثال:مرده و زنده،زن
و مرد،روشن وخاموش،باز و بسته و...
3-تضاد واژگانی(با وند منفی ساز):آگاه وناآگاه،باادب و بی ادب،دانا و نادان و...
4-تضاد ضمنی: یعنی دو کلمه در اصل با هم متضاد نیستند ولی در ضمن سخن که با هم ذکر می گردند یک
ترکیب متضاد می سازند. مثل: فیل و فنجان،راه و چاه،کارد و پنیر و...
5-تضاد یا تقابل دو سویه:زن و شوهر،خرید و فروش و...
6-تضاد مکانی یا تقابل جهتی:شمال و جنوب،مغرب و مشرق و...
7-تضاد فعلی:رفتن و نرفتن،ماندن و نماندن و...
8-تضاد نمادین: آن است که هنرمند به کمک نمادها و معانی رمزی بین واژگان تضاد برقرار کرده است.
الف- سخن چه عرضه کنم با جماعتی که زجهل/زبانگ خر نشناسد نطق عیسی را
خر نماد جسم و عیسی نماد روح است. در این صورت بین آنها تضاد ایجاد شده است.
ب-کس نیاید به زیر سایة بوم/ور همای از جهان شود معدوم
بوم نماد بدبختی و هما نماد خوشبختی است.
ج-تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش/حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
بنفشه نماد انسان های غافل و نرگس نماد انسان های آگاه و بیدار
9-تضاد مجازیـ کنایی:اگر طرفین تضاد در معنای قاموسی و حقیقی خود مخالف هم نباشند بلکه در معنای مجازی با یکدیگر مخالف
باشند تضاد مجازی نام دارد.
مثال:الف-چو آهنگ رفتن کند جان پاک/چه بر تخت مردن، چه بر روی خاک
تخت مجازاً (قدرت و ثروت) وخاک مجازاً (فقر و تهیدستی)
ب-یکی را به سر بنهد تاج بخت/یکی را به خاک اندر آرد زتخت
مصراع اوّل کنایه از خوشبخت کردن و مصراع دوم کنایه از ذلیل کردن
10-تضاد ترکیبی (اضافی/ وصفی):اگر طرفین تضاد به صورت ترکیب اضافی یا وصفی (یا حتی مقلوب آنها) در کلام، هنرمندانه ظاهر
شده باشد، تضاد ترکیبی نام دارد.
مثال:الف-ای پدر، کوتاه خردمند به از نادان بلند.
ب-آن شنیدی که لاغری دانا/گفت باری به ابلهی فربه
اسب تازی اگر ضعیف بود/همچنان از طویلهای خر به
ج-آنچه نتوان نمود در بن چاه/بر سر قلة جبل منهید
آزمون نوبت اوّل ادبیّات هفتم
1-ابیات و عبارات زیر را به فارسی روان بر گردانید.
الف –از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن/فردا که نیامده است بنیاد مکن
ب-نگردد شاخک بی بن برومند/زتو سعی و عمل باید ز من پند
ج-جان پدر!تو نیز اگر بخفتی، به از آن که در پوستین خلق ،اُفتی
2-معنی لغات مقابل را بنویسید. مصحف..........غوغا.......... فروغ.......... ظلمت.......... جرئت.......... گیتی......... بخسب.......... به رغم..........
3-در عبارات و ابیات زیر چه آرایه ادبی به کار رفته است؟
- شبنم از روی برگ گل بر خاست /گفت:می خواهم آفتاب شوم (..............و.................)
-گرم شو از مهر وز کین سرد باش / چون مه و خورشید جوان مرد باش (..................و..................)
-من اینجا چون نگهبانم تو چون گنج/تورا آسودگی باید مرا رنج(.....................و......................و......................)
--تونیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی .(................)
4-جاهای خالی را با کلمات مناسب پرکنید.
الف) مثنوی معنوی ،سروده شاعر بزرگ ایران ................است. ب) خواجه عبدالله انصاری به ...............لقب یافته است.
ج) بیشتر قطعات این شاعر به صورت مناظره است............ د)یکی از آثار قیصر امین پور..................
5-به سؤالات تستی زیر پاسخ دهید.
1) با توجه به انواع جمله از نظر پیام و مفهوم ، کدام گزینه با بقیه متفاوت است؟
الف)الهی دانایی ده که از راه نیفت ب) الهی از غم مرا به شادی رسان
ج) الهی آفریدی رایگان وروزی دادی رایگان د) الهی بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان
2) کدام گزینه از زیبایی تشخیص ، بهره مند است ؟ الف- درخت علم ب- بار دانش ج- روح مذاب د- گوش نسیم
3) در کدام گزینه کلمات هم خانواده وجود ندارد ؟ 1- صلاح و مصلحت 2- شور و شعور 3- ایمان و مؤمن 4- اقتدار و مقتدر
4) منظور شاعر از « آسمان مثل یک تبسم شد » : 1- شاد و خندان شد 2- خوشحال و صمیمی شد 3- باز و روشن شد 4- ابری و گرفته شد
5) در بیت « نگردد شاخک بی بن برومند ز تو سعی و عمل باید ز من پند » کلمات قافیه کدامند ؟
1- بن – من 2- برومند- پند 3- بی بن برومند – ز من پند 4- مند-پند
6-در عبارت زیر ارکان تشبیه را مشخّص کنید.
«دلیر مردان، استوارچون کوه،می کوشند » طرف اوّل:................طرف دوم................طرف سوم..............طرف چهارم..............
7- با ترکیب «درختان سرسبز »جمله ای عاطفی بنویسید که در آن آرایه ی تشخیص به کار رفته باشد.
..............................................................................................................................................................................
8-با توجه به عبارات داده شده جدول زیر را تکمیل کنید.
1-آب خود را به دهانِ خشک زمین رسانید.
2-زنگِ تفریح را که زنجره زد.
ج-گرگِ وحشی چنگال به بازویِ آزاد کشید.
د-نگردد شاخکِ بی بن برومند
|
مضاف الیه |
مسند |
صفت |
متمّم |
مفعول |
نهاد |
|
|
|
|
|
|
|
|
جمله 1 |
|
|
|
|
|
|
|
جمله 2 |
|
|
|
|
|
|
|
جمله 3 |
|
|
|
|
|
|
|
جمله 4 |
9-کتاب های زیر اثر چه کسانی می باشند.
مناجات نامه.................... کویر...................... گلشن راز........................... به هوای گل سرخ...................
10-در بیت«در طلوع نگاه خستهٴ تو/برق رنگین کمان امید است» ترکیب های وصفی و اضافی را مشخّص کنید.
ترکیب های وصفی:
ترکیب های اضافی:
دانش آموزان عزیز! آزمون نوبت اوّل ادبیّات نهم از موارد زیر خواهد بود:
1-معنی متون نظم و نثر
2-تمام لغات بخش پایانی کتاب
3-نکات زبانی و ادبی(آرایه و دستور زبان)
4-فعالیّت های نوشتاری کتاب
5-تاریخ ادبیات
آزمون درس : نگارش 1سال دهم نوبت اول
نام و نام خانوادگی : تاریخ امتحان : مدت امتحان :
الف - بازشناسی ( 2نمره )
1-عبارت های زیر مربوط به کدام یک از شگردهای نوشتن است ؟ ( 5.0نمره)
( بارش فکری - اگرنویسی - گزین گفته )
- اگر مادران نبودند چه می شد ؟ - بهشت زیر پای مادران است
2-متن زیر را بخوانید و عبارت های عینی آن را مشخص کنید. ( 2مورد ) ( 5.0نمره)
در کابینت را که باز میکنم نا خودآگاه دستم می رود سمت شیشه ای که پراست ازبرگ های ریز سبز
کم رنگ.عطر پونه سرمستم می کند و می بردم به خا طرات روشن گردش جمعه های اردیبهشت.
3-متن زیر را بخوانید سپس 4پرسش از متن گزینش کنید .
ساعت وسیله ای است برای تعیین دقیق زمان این وسیله قدمتی به پهنای تاریخ دارد.
تا قبل از اختراع شدن ساعت انسان ها برای کارهای روزمره خود نمی توانستند برنامه دقیقی
بریزند ساعت انواعی دارد که بر اساس اندازه و شکل به : ساعت جیبی. ساعت مچی. ساعت
دیواری و ساعت ایستاده تقسیم می شود
ب – آفرینش ( 8نمره )
4-از میان موضوع های زیر یکی را انتخاب کنید و در مورد آن متنی بنویسید.
( خوش آغازی 1نمره - پرورش موضوع 6نمره - خوش فرجامی 1نمره )
پنجره - باران - گزارشی از یک اردوی دانش آموزی
پ – سازه های نوشتار ( 6نمره )
5-حکایت زیر را بخوانید و آن را به زبان ساده باز نویسی کنید.
موری را دیدند به زورمندی کمر بسته و ملخی را 15برابر خود برداشته . به تعجب گفتند : این
مور را ببینید که با این ناتوانی باری را به این گرانی چون می کشد ؟ مور چون این بشنید بخندید و
گفت : مردان بار را به نیروی همت و بازوی حمیت کشند . نه به قدرت تن و ضخامت بدن
6-مثل زیر را تا یک بند گسترش بدهید
درختان ایستاده می میرند...
7-شعر زیر را بخوانید سپس درک و دریافت خود را در یک بند بنویسید
پرندگان به جانب غربت می روند
درخت ها افقی میروند و دارکوب ها
بر دسته تبر می زنند
نکند اره موتوری از تعمیر برگشته باشد...
ت – کالبد شکافی متن ( 2نمره )
8-متن زیر را بخوانید و آن را بز اساس سنجه های مشخص شده تحلیل کنید
( عینی یا ذهنی بودن عبارت ها 5.0نمره – ارتباط معنایی واژه ها 5.0نمره – فضای حاکم بر
نوشته 5.0نمره – گزینش واژه ها 5.0نمره )
آه چه شب ها ! ای پنجره گرد اتاقک من . ای دریچه بسته چه شب ها که از تخت خوابم به سویت
نگریستم . در حالی که با خود می گفتم :اینک هنگامی که رنگ این چشم به سپیدی بگراید . سپیده
خواهد دمید
ث - هنجارهای نگارشی
رعایت نشانه نگارشی ( 1نمره ) نداشتن غلط املایی ( 1نمره )
رعایت دو مورد ذکر شده هم در متن های تولیدی ( آفرینش. حکایت نگاری. مثل نویسی. شعر گردانی )
ضروری است
مش قوربانعلی و چئلله گئجه سی
چیلله گئجه سی یئتیشدی یولدان
فامیل توکولوبدی ســـــاغ و سولدان
مش قوربانعلی دوشوبدی قولـدان
دورد اللی یئییر جویــــز - میلاخ دان!
خاتین گـــــوز آغـــــاردیـری قیـــراخ دان!!
سئفرایه ائدیبدی حمله شئر تک
تئز تئز یی ییری انار و پشمک
آجیللره هی ووروبدو پاتک
بوشقابی بوشالدیب اوسته - اوسته
تکجه سئچیری باداملا پوسته !
چون سینی ایچینده گلدی قارپیز
قوربان دئدی : گل بو سمته آی قیز!
قَش قَش یئدی قارپیزی آمانسیــــز
هیچ کیمسه آلانمادی الین نن
قارپیز سویی آخدی سققلین نن!
مجلس صاحابی سوسوب، قالیب واه!
گاهدان گولوری: دئییر ماشاللاه!
قلبینده ولی دئییر: آی آللاه!
دورد اللی بوجور یئمه ک نه ایشدی؟
واه واه بو کیشی نه گورمه میشدی!
بیر کیمسه یه وئرمیری ماجالی
تئز تئز سویور آلما - پرتقالی
تا کی گؤرور ائو صاحاب بو حالی
هی چئینیری هیسله دیل دوداقین:
آی قارنی شیشه بوجور قوناقین!
از بس یئدی، دال بادال چای ایشدی
قارقیش اوخی مقصده یتیشدی!
تیخماق اثرین ده قارنی شیشدی
بیردن بیره ناله سی اوجالــدی
مجلس صاحابی خطایه قالدی!
خاتین دئدی : ای وای اؤلدی قوربان!
دور ماشینی فوری یاندیر اوغلان!
تا کــــــــــــی آپـــــاراق مطبّه الآن
یئردن اونو قووزادی قوناق لار
آلدی بئلینه اوغول به ناچار
ایستیردی چیخا اتاق دان اوغلان
ائتدی الینن ایشاره قوربان
گوردو آتاسی دئییر یاواشدان:
اوچ -دؤرد تیکه حالوا اولسا خوشدی
معده م دیه سن بیر آزجا بوشدی!!
«سعید سلیمان پور»
هسته و وابسته
کار در منزل:
در عبارات زیر هسته و وابسته ها را مشخّص کنید.
1-صدای کودک گرسنه
2-کودک معصومش
3-گلی خوشبو
4-چهره ی تابناک کودک
5-دستگاه عظیم آفرینش
تجربه
مهر بود و اوّلین روز کلاس
حال خوبی داشتم از صبحدم
پرتوان و پر توقّع پر غرور
با سری پر شور «تق تق» در زدم
در گشودم پا نهادم در کلاس
یک صدایی گقت:«بر پا بچّه ها»
با تمام قد همه برخاستند
گام ها گشتند با هم ،هم نوا
غنچه ی لب ها شکوفا شد دمی
پر کشید از غنچه ها مرغ کلام
نغمه ها با یکدگر آمیختند
حاصلش شد جمله ی«آقا سلام»
از سر ناپختگی کردم نگاه
تا ببینم آن شکوه و اقتدار
مثل یک فرمانده که از لشکرش
سان ببیند با غرور و افتخار
لحظه ای دیدم نشسته یک نفر
زیر صورت دست را کرده ستون
بر خلاف دوستان دیگرش
داده لم بر نیمکت بی چند و چون
تا که دیدم این چنین بی حرمتی
من عنان صبر را دادم ز دست
فرصتی شد در همین آغاز سال
تا دهم از خود نشان یک ضرب شست
در همان هنگام باریدن گرفت
تیرهای سرزنش بی مَعطی:
تو نمی دانی مگر رسم ادب
این چنین چسبیده ای بر صندلی?!!
تا به حال اصلاًً نبودی در کلاس
تا بخوانی مشق آداب ادب؟!!
این سخن را ای پسر نشنیده ای
«بی ادب محروم ماند از لطف رب»
تا شنید او حرف هایم را کشید
دست را از زیر صورت بی درنگ
رنگ آرامش پرید از چهره اش
صورت معصوم او شد زرد رنگ
همچنان ساکت به رویم خیره ماند
در نگاهش موج می زد اضطراب
باز گفتم ای پسر آخر چرا
حال خوبم را چنین کردی خراب؟!!
احترام هر معلّم واجب است
برشما در هرکلاسی هر زمان
هر کسی می داند این را بی گمان
از بزرگ و کوچک و پیر و جوان
من ندیدم در تمام خدمتم
دانش آموزی چنین بی معرفت
زودتر برخیز از جایت پسر
تا ببینم هیکل بی مصرفت!
در همین هنگام بالا برد دست
در کنار او یکی از بچّه ها
منتظر در بند رخصت هم، نماند
ترک کرد او نیمکت را بی صدا
رفت سوی گوشه ای برگشت زود
بود امّا دست او جفتی عصا
داد عصاها را به آن هم تختیش
تا که برخیزد برای من به پا!
آن عصاها را که دیدم برجهید
برق از چشمان من چون آذرخش
زود فهمیدم که من پیموده ام
جادّه ی ناپختگی را مثل رخش
مانده بودم همچنان مبهوت و منگ
بیش تر بودم به یک کودک شبیه
شد نگاه بچّه ها سنگین و تلخ
چون نگاه عاقلان در یک سفیه!
شد زبانم در دهانم مثل سنگ
بر دهانم خورد مُهری از سکوت
پایه های اقتدارم سست شد
سست تر از تارهای عنکبوت
پیش او رفتم کشیدم دست مهر
بر سرش گفتم پسر شرمنده ام!
بیش تر از هرکسی در این کلاس
آنکه باید درس گیرد بنده ام!
رو به شاگردان دیگر در کلاس
کردم و گفتم در این روز نخست
چون نگاهم بود از روی غرور
این چنین کردم قضاوت نادرست
بی گمان فرجام او چون بنده است
هرکه باشد در قضاوت ها عجول
غیر از اینکه بشکند دل های پاک
می شود در بین جمعیّت خجول
عینک دودیست خودبینی،اگر
شد برای دیدنت قاب نگاه
بی برو برگرد بدبین می شوی
هر سفیدی را تو می بینی سیاه
«لایموت»
.: Weblog Themes By Pichak :.